کلبه تنهایی
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم با عقل آب عشق به یک جو نمی رود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم جسارت می خواهـב ؛ نزבیڪ شدטּ به افڪار בخترے ، که روز ها ... مردانه با زنـدگے می جنگـב ! اما شب ها ... بالشش از هق هق های בפֿـترانـہ פֿـیــــس است
آنقدر دوستت دارم که هر چه بخواهی همان را بخواهم... اگر بروی شادم اگر بمانی شادتر... تو را شادتر می خواهم با من یا بی من بی من اما اگر باشی... کمی...فقط کمی...نا شادم... و این همان "عشق" است... عشق همین تفاوت است! همین تفاوت که به مویی بسته است... و چه بهتر که به موی تو بسته باشد... خواستن تو تنها یک مرز دارد... و آن نخواستن توست... و یک مرز دیگر.... و آن "آزادی" توست... تو را آزاد می خواهم...! عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم. تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي (ولنتاين مبارک )
می خواهمتــــــــــــ ... ولی ... دوری... خیلی خیلی دور ... نه دستم به دستانت میرسد ... نه چشمانم به نگاهت... رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان تـ ـو بـ ـرو.... چشمانم بی صبر؛ لمس نگاهت را نشانه می روند؛ در امتدادی رو به بی نهایت؛ حتی با خیال تو؛ دلم بوی باران می گیرد....!
دلم میگیرد وقتی میبینم "او" هست... "من" هم هستم....
ولی "قسمت" نیست....
و در دنیای واقعی اما
آدمهایی دیدم
كه از آدمهای مجازی هم مجازی تر بودند!
ڪـآش
چـــراغِ جــآدو بـــود (!)
تـآ هــَـر وقـتـــ از سـَـرِ دلـتنـگــے
بـہ رویـَـش دستـــــ مـےڪـشیــدَمـــ ، تـ ـ ـو از درونـَـش ...
بـآ آرزوےِ مـَن بیـــرون مـےآمــَـدے (!)ܓܨ
مـ ـن هم برای اینکـ ـه راحـ ـت تربروی...
می گویـ ـم : برو "خیـ ـالی نیسـ ـت "
...
...امـ ـا...
... کیسـ ـت که ندانـ ـد...
... ... ... ...بی تـ ـو...
تنهـ ــا چیـ ـزی کـ ــه هسـ ـت.....
"خیـ ـال توسـ ـت
Design By : dashtchat.ir |